این دیوونه خل….. عشق و جیگر منه
نویسنده : ، موضوعات : عاشقانه ها, متن عاشقانه, متن و جملات ، 1 سال پیش ارسال شده

delnavard.ir

همیشه منتظر کسی باش
که تو رو با همه ی دیوونگیت و خل بازیات قبول داشته باشه
و تو رو به همه نشون بده و بگه:
این دیوونه خل….. عشق و جیگر منه


دانیال گفته :
فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۵ ق.ظ

ایول ایوله با اجازه منم این مطلب شمارو تو وبم میزارم

[پاسخ]

azi گفته :
فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۹ ب.ظ

باور کـــــــــــــــــــــن سخته وفا دار دست هایی باشی که

حتّی یه بارم لمسشون نکــــــــــــــــــــــــــــــــردی!

[پاسخ]

شیما گفته :
فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۱:۴۶ ب.ظ

دل نوشت :

- دیگران برای خوابید قصه می گویند
ما قصه ی خود را می گوییم تا دیگران بلند شوند !

- هرجا که می بینم نوشته است :
خواستن توانستن است …
آتش می گیرم !
یعنی او نخواست و نشد ؟!

- تقصیر برگ ها نیست …
آدم ها همینند ، نفس که میدهی …
لهت میکنند !!!!

………………………………………… آپم دوست عزیز[گل]

سلام
فوق العاده بود اپتون
من لینکتون کردم
و منتظر آهنگهای جدیدتون هم هستم

[پاسخ]

نسیم گفته :
فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۸:۴۷ ب.ظ

سلام
سایتت عــــــــــالــیه…
واقعا دستت درد نکنه
امیدوارم همینجور موفق باشی

[پاسخ]

hasti گفته :
فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۸:۵۲ ب.ظ

آتش روشن کردم وعهدکردم تاخاموش شدنش دعایت کنم میدانم به آنچه میخواهی میرسی چراکه من هرباریک هیزم اضافه میکنم

[پاسخ]

مهسا گفته :
فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۸:۵۲ ب.ظ

دلم دریاچه اندوه ودرده
نگاهم کوچه ای خاموش وسرده

ببین این لحظه های بی توبودن

باشهرکوچک قلبم چه کرده!

[پاسخ]

مهسا گفته :
فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۸:۵۳ ب.ظ

زندگی دفتری ازخاطره هاست.یک نفردردل شب یک نفر
دردل خاک یک نفرهمدم خوشبختی هاست یک نفر
همسفرسختی هاست تاچشم بازکنیم عمرمامیگذرد
ماهمه همسفریم

[پاسخ]

طاهره گفته :
فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۸:۵۴ ب.ظ

وای چه سایت قشنگی داری ;(
;(
بخدا منم مثه تو تنهام ;(
کاش میشد ;(
حیف ;(
کاش میشد ب ا ه م ؟؟؟

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۹۲ ۸:۵۸ ب.ظ:

جااااااااااان
منظور ؟

[پاسخ]

elham پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۵ ق.ظ:

این روزها که نیستی ………..همه هوایم را بیشتر دارند .. ولی من نه هوا…….نه دیگران و نه هوای دیگران را میخواهم…..
تورا میخواهم لعنتی….

[پاسخ]

sara گفته :
فروردین ۲۴م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

ئه یرو تواشای طاهره خانم؟؟؟ئاوه روه!!!
بابا من کامنت گذاشته بودم نیست ولی!

[پاسخ]

naeime گفته :
فروردین ۲۴م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۵ ق.ظ

ملخ حمله نکند؛

سرشان را داس خواهد برید…

چه سرنوشت در همی دارند

آدم و گندم !

[پاسخ]

nadiiiiiiiia گفته :
فروردین ۲۴م, ۱۳۹۲ در ۴:۵۷ ب.ظ

سلام مطلبای خیلی زیبایی دارید بعضیاش حرف دلم رو میزنه
ممنون
واقعا این حرف راسته من هرجوری عشقم رو ببینم به همه دوستام میگم اینکه میبینید دنیای منه من عاشقشم…

[پاسخ]

گرگ زخمی گفته :
فروردین ۲۴م, ۱۳۹۲ در ۷:۳۶ ب.ظ

بسیار هم زیبا !

به دلمان چسبید !

:)

[پاسخ]

♥…رد پای احساس… ♥ گفته :
فروردین ۲۵م, ۱۳۹۲ در ۱:۴۲ ب.ظ

big likeeeeeeeeeeeee

[پاسخ]

zhfard گفته :
فروردین ۲۶م, ۱۳۹۲ در ۵:۵۹ ب.ظ

واقعا سایتتون فوق العاده است !
من از کد اهنگتون استفاده کردم !

[پاسخ]

پسره تنها معدب و مهربون گفته :
فروردین ۲۷م, ۱۳۹۲ در ۶:۵۹ ب.ظ

سلام

خیلی ممنونم از اینکه مطالب زیبایی قرار داده اید بسیار کارا و مفید بود.

برای شما یک دنیا آرزوی موفقیعت و سر بلندی و سلامتی از خداوند مهربان خواستارم

خوشحال میشوم در ارتباط باشیم.
۰۹۱۹٫۹۹۶٫۹۸۶۰
۳۰۰۰۱۲۲۰۰۰۱۲۱۲

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷م, ۱۳۹۲ ۹:۴۱ ب.ظ:

چه خبره همه شماره میدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

ام جون پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱:۲۹ ب.ظ:

بابا………….!

[پاسخ]

بچه کوچه بغلی گفته :
فروردین ۲۹م, ۱۳۹۲ در ۵:۴۹ ب.ظ

سلام .ممنون از مطالب وکد های بسیار زیباتون.

[پاسخ]

سما گفته :
فروردین ۳۰م, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۰ ق.ظ

ها ها ها ها! میبینم که پیشنهادات زیادن :))
ای بابا اینهمه خواهرزاده داری همه باید نظر بدنا گفته باشم داییمونو از سر راه نیاوردیما…
موفق باشی دایی جون;) :D

[پاسخ]

فرهاد گفته :
فروردین ۳۰م, ۱۳۹۲ در ۱:۱۶ ب.ظ

عالیه. منکه هرروز سر میزنم

[پاسخ]

قلمــــــــــــــــــــــرو زنانه گفته :
فروردین ۳۱م, ۱۳۹۲ در ۳:۵۴ ب.ظ

مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی

دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا خوابش می بره…

زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه…

صبح که مرد از خواب بیدار میشه

انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده …

مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره …

که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته…

زن : عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست …

من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم…

زود بر می گردم پیشت عشق من

دوست دارم خیلی زیاد….

مرد که خیلی تعجب کرده بود

میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟

پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره

تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی …

هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن…

من ازدواج کردم…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
فروردین ۳۱م, ۱۳۹۲ در ۴:۱۶ ب.ظ

بیـــا دوری کنیم از هم بیـــا تنها بشیم کم کم
بیـــا
با من تو بدتر شو
بیا از من تو رد شو
رد شو
.
.
.

ببین گاهی یه وقتایی دلم سر میره از احساس
نه می خوابم نه بیدارم
از این چشمای من پیداست
تنم محتاجه گرماته زیادی دل به تو بستم
هیچ دردی در این حد نیست
من از این زندگی خسته ام
دلم تنگ میشه بیش از حد دلم تنگ میشه بیش از حد
.دلم تنگ میشه بیش از حد
لم تنگ میشه بیش از حد

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
فروردین ۳۱م, ۱۳۹۲ در ۴:۳۲ ب.ظ

زمانی بود که گمان می کردم که به نهایت درد رسیده ام
اما نه! از آن دورتر هم می شود رفت.

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
فروردین ۳۱م, ۱۳۹۲ در ۴:۳۷ ب.ظ

چه کار به حرف مردم دارم
زندگی من همین است
شب که می شود سیگاری روشن می کنم
عاشقانه ای می نویسم
خیره می شوم به عکست
و با خودم فکر می کنم
مگر می شود تو را دوست نداشت…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
فروردین ۳۱م, ۱۳۹۲ در ۴:۳۸ ب.ظ

اگر نمی توانم همیشه مال تو باشم
اجازه بده گاهی، زمانی از آن تو باشم
و اگر نمی توانم گاهی، زمانی از آن تو باشم
بگذار هر وقت که تو می گویی، کنار تو باشم
اگر نمی توانم عشق راستین تو باشم
بگذار باعث سرگرمی تو باشم
اگر نمی توانم دوست خوب و پاک تو باشم
اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم
اما مرا اینطوری ترک نکن
بگذار دست کم چیزی باشم…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ در ۹:۲۵ ق.ظ

روزی دلت برای من تنگ خواهد شد
روزی که در آغوش دیگری هستی
اما کسی کنارت نیست
حتی خودت…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ در ۹:۲۹ ق.ظ

دلتنگم…
مثل مادری بی سواد…
که دلش هوای بچه اش را کرده… اما بلد نیست شماره اش را بگیرد…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۱ ق.ظ

سخت بود
فراموش کردن کسی
که با او
همه چیز و همه کس را
فراموش می‌کردم!

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

اگه میشه یه کم تب کن بگو قلبت تو اتیشه
خیال کن بی من میمیری خیال کن مگه چی میشه مگه چی میشه
یه لحظه بی قراری کن برام لحظه شماری کن
یه چیزی مث بیتابی نمیدونم یه کاری کن
یه چیزی مث دلشوره مث حالی که ناجوره
بگو دلواپسم میشی حالا که راهمون دوره
یه چیزی مث دلشوره مث حالی که ناجوره
بگو دلواپسم میشی حالا که راهمون دوره
میخوام وقتی که من نیستم بگی خیلی پریشونی
خیال کن عاشقم هستی خیال کن تو که میتونی
یه لحظه بی قراری کن برام لحظه شماری کن
یه چیزی مث بیتابی نمیدونم یه کاری کن
یه چیزی مث دلشوری مث حالی که ناجوره
بگو دلواپسم میشی حالا که راهمون دوره
یه چیزی مث دلشوری مث حالی که ناجوره
بگو دلواپسم میشی حالا که راهمون دوره

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۹ ق.ظ

حالا که آمدی
حرفِ ما بسیار…
وقتِ ما اندک…
آسمان هم که بارانی‌ ست…
پس به سیگاری بسنده می کنم…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

اگه می تونه مثل من هرکاری با دلت کنه
اگه می تونه مثل من بدجوری عاشقت کنه
اگه می تونی مثل من وقتی که آروم نداری
یه تکیه گاه امن بشه سر روی شونه اش بزاری
میرم تا خوشبخت شی گلم
میرم تا خوشبخت شی گلم
اگه می تونه از منم نزدیک تر بهت بشه
اگه می تونه مثل من بدجوری عاشقت بشه
اگه می تونه مثل من دنیارو زیرو رو کنه
بین تموم آدما فقط تورو آرزو کنه
میرم تا خوشبخت شی گلم
میرم تا خوشبخت شی گلم
وقتی حواس تو نبود من رفتم از کنار تو
شنیدم از غریبه ها اون شده روزگار تو
اصلا نفهمیدی که من چجوری رفتم بی صدا
به اون که پیشته که نه… سپردمت دست خدا
همراه اشک تو چشام لبخندی رو لبم نشست
فدا شدم، خوشبخت بشی با اینکه قلب من شکست
الهی خوشبخت شی گلم
الهی خوشبخت شی گلم

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۳ ق.ظ

رفتی؟
به سلامت!
من خدا نیستم که بگویم:
“صد بار اگر توبه شکستی باز ای”!
آنکه رفت، به حرمت آنچه با خود برد، حق برگشت ندارد…
رفتنت مردانه نبود، لا اقل مرد باش و برنگرد…

[پاسخ]

باران پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲م, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۲ ق.ظ:

تو چرا اینقدر دلشکسته به نظر میای دوست دارم بیشتر دربارت بدونم جوابمو بدی هاااااااا

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

خودمم خیلی دوست دارم بدونم برای چی اینجوری شدم بارون جون…بعضی وقتا نفسم بند میاد از این همه بی رحمی دنیا…..

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴م, ۱۳۹۲ ۹:۳۱ ق.ظ:

دارید با هم گفت و گو میکنید :)

arshia گفته :
اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۱ ب.ظ

سلام سایت خیلی خوبی داری فقط چنتا ایراد داره که اگه بتونی ایراد هارو کم کنی شک نکن سایتت میشه بهترین سایت مثلا کد اهنگ هات خیلی کم هستن و روی هم ۲۰ تا کد اهنگ تو سایت نیس یا عکس عاشقانه نداره مثلا یه پست بذاری که توش فقط عکس عاشقانه باشه و اگه تونستی چنتا قالب هم بذاری به هر حال مدیرش شما هستین من فقط پیشنهاد دادم چون وقتی اومدم تو سایت واقعا از کد ها و متن هات خوشم اومد و به نظرم حیفه به این سایت نرسی
بازم بخاطر سایتت ازت ممنونم

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۱ ب.ظ

خداحافظ اولین پیوند
اولین سوگند
آخرین لبخند
خداحافظ لحظه های ما ناتموم موندن وعده های ما…
خداحافظ آغوش بی وقفه
دوستت دارم آخرین حرفه
آخریــــــــــــــــــــــــــــن حرفه
خداحافظ…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۳ ب.ظ

وقتی یه زن سیگار می کشه یعنی دیگه کارش از گریه گذشته
وقتی یه مرد گریه میکنه یعنی دیگه کارش از سیگار گذشته
حیف که اهل سیگار کشیدن نیستم وگرنه نشون می دادم بهت که چجوری کارم از گریه گذشته….

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۵ ب.ظ

چی شد که سیگاری شدی؟
یه شب بارون میومد
خیلی تنها بودم.
چی شد که ترک کردی؟
یه شب بارون میومد
دیگه تنها نبودم.
چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟
یه شب بارون میومد
دوباره تنها شدم.

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۲ ب.ظ

وای از نیمه شبی که بیدار شوم و…
تو را بخواهم… و…
پاکت سیگارم خالی باشد…
وای خدا اونوقت چیکار کنم؟

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

از آن روز که رفته ای
کارت شارژ ها را سیگار میخرم
و با خیابان ها حرف میزنم!
همینطوری پیش برود
گوشی را هم باید بفروشم کفش بخرم!

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۵ ب.ظ

روزی در یک جشن که اعیان بر پا کرده بودند، از مستی یک مرد ثروتمند و بی دفاعی یک زن فقیر، در اتاقکی دور از افکار دیگران…
بر تختی از جنس چوب گردو و ملحفه های سفید، نطفه ایی شکل گرفت از روی هوس…
چند سال گذشت… و من؟ با سیگاری به دست در جستجوی آن هوس و بی دفاعی مادر میگردم…
امروز به میهمانی دعوت شده ام که اعیان آن را بر پا کرده اند…
و من منتظر…
سیگار به دست…
بی دفاع…
و خالی از احساس…
شاید در انتهای امروز، نطفه ایی شکل گیرد از هوس مردی مست و بی دفاعی دختری که در جستجوی حقیقت بود…
شاید خود من حقیقت را رقم بزنم…
شاید… شاید… و باز هم شاید…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۶ ب.ظ

اگــر دری میان ما بــود،
مــی‌کــوفتــم؛
درهــم مــی‌کــوفتــم!
اگــر میــان مــا، دیــواری بــود،
بــالا مــی‌رفتــم، پــاییــن مــی‌آمــدم؛
فــرو مــی‌ریختــم!
اگــر کــوه بــود، دریــا بــود،
پــا مــی‌گــذاشتــم
بــر نقشــه‌ جهــان و نقشــه‌ای دیگــر، مــی‌کشیــدم!
امــا میــان مــا، هیــچ نیســت
هیــچ؛
و تنــها بــا هیــچ،
هیــچ کــاری نمــی‌شــود کــرد…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۲ در ۱:۰۳ ب.ظ

یه بعد از ظهر پائیزی بود تقریبا آخرای آبان ماه… از سرکار برمیگشتم منتظرتاکسی بودم…جلوم ترمز کرد،فکر کردم مسافرکشه ولی نبود… خیلی وقت بود با کسی به صورت جدی دوست نمی شدم از وقتی می رفتم سرکار حوصله اینکارا رو نداشتم، تو ماشینش یه عطر ملایمو یه موزیک آروم بود من خودمو با تلفن حرف زدن مشغول کرده بودم که وارد این بازی های احساس و دوستی و این حرفا نشم … بقیه اشو بعدا میگم برات بارون جون

[پاسخ]

elahe گفته :
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۹۲ در ۳:۳۰ ب.ظ

قبل از اینکه بخواهى در مورد من و زندگى من قضاوت کنى..
کفشهاى من را بپوش و در راه من قدم بزن…
از خیابانها…کوهها…و دشتهایى گذر کن که من گذر کردم…
اشکهایی را بریز که من ریختم…
دردها ماندگار و خوشى هاى زودگذر من را تجربه کن…
سالهایی را بگذران که من گذرانده ام…
روى سنگهایى بلغز که من لغزیدم…
دوباره و دوباره به پاخیز و مجددأ در همان راه سخت قدم بزن!
همانطور که من انجام دادم…
بعد آن زمان میتوانى در مورد من قضاوت کنى…

[پاسخ]

به خدا وقتی رفت تنها شدم گفته :
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۲ در ۹:۲۲ ق.ظ

به بعضیا باید گفت دم از مردونگى نزن . . .
سنگینه ، سُرفت مى گیره

[پاسخ]

سما گفته :
اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۰ ق.ظ

سلام من تازه عضو شدم خییییییلی قشنک بودن مرسی

[پاسخ]

سما گفته :
اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۴ ق.ظ

کفش هــــایم که جفت مـــــی شـــود
دل هـــوای رفتـــن مـــی کنـــد
مــــن کـــودکـــانه بــی قـــرار تو مـــی شــــوم
بـــی آنکـــه فکـــر کنــــم
چـــه کســـی دلتنگ مـــن خواهـــد شـــد

[پاسخ]


+ 5 = 10